خوب، رگتايم يكي از رمانهاي محبوب منه از اي.ال.دكتروف كه دريابندري ترجمهاش كرده و در سال ۱۳۶۱ اولين چاپ اون منتشر شده، البته من چاپ دومش رو دارم كه مهر ۱۳۶۷ روي پيشخون اومده.
معني رگتايم هم برام جالبه. فكر ميكنم روح زندگي خودم و روح وبلاگي كه ميخوام داشته باشم را منعكس ميكنه. معني اون رو هم از مقدمهاي كه دريابندري بر همين رمان نوشته براتون مينويسم، فكر ميكنم شما هم خوشتون بياد.
" كلمه رگتايم نام نوعي موسيقي است كه از ترانههاي بردگان سياهپوست جنوب آمريكا سرچشمه گرفته است و در آغاز قرن در آمريكا بسيار رايج بود. "رگ" به معناي ژنده و پاره و گسيخته است، و "تايم" به معناي وزن و ضربان موسيقي. نويسنده نام "رگتايم" را به عنوان روح زمانهاي كه توصيف ميكند بر رمان خود گذاشته است، و نيز شايد ميخواهد كيفيت پرضربان، گسسته و پيوسته، و دردآلود داستاني را كه درباره آن زمان پرداخته است به ما گوشزد كند. در هر حال عنواني است كه متاسفانه ترجمهشدني نيست."
و حالا بگم چرا ن.ناشناس؟ ميخواهم وبلاگم آينه خودم باشد. آينه ترسها، ضعفها، علايق، تواناييها و ناتوانيهايم. ميخواهم آنها را نشان دهم بدون پردهپوشي و نمايش و در معرض قضاوت بگذارمشان. اما هنوز آنقدر شجاع نيستم كه با نام خودم اين كار را بكنم.
