فكر ميكنم ۲۰ ساله بودم كه غريزي فهميدم من آدم كار سياسي براي گرفتن قدرت نيستم. فهميدم هر سيستم فكري به قدرت برسه ساختار قدرت سياسي او را به ورطه ماكياوليسم سوق ميده و من اخلاقيتر از آن هستم كه بتوانم اينگونه زندگي كنم. همان موقعها هم بود كه فكر كردم هر سيستم فكري به همان دليلي كه در بالا گفتم نياز به منتقد فعال دارد تا كمتر از ابزار قدرتش صرفا براي حفظ قدرت استفاده كند و كمي هم به فكر ارتقاي سطح زندگي مردم و جامعه باشد، علاوه بر حفظ قدرت. پس تصميم گرفتم روزنامهنگار منتقد باشم حالا هر سيستمي كه قدرت گرفت، بگيرد. اين روزها ديگر نميدانم انتخابم درست بوده يا نه؟! حكومت به هيچ قيمتي نميگذارد نقد شود، مديران مطبوعاتي حكايتها دارند كه بعدها ميگويم. روزنامهنگاران هم كه نه تفكر مستقل و نه پرنسيبهاي خودشان را دارند و در اين اوضاع نابسامان همه به جان هم افتادهاند. واقعا نميدانم انتخابم آن موقع درست بود يا نه؟!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 21:3  توسط ن. ناشناس
|